این وبلاگ در عزای زنده بگور شدن شاعر تا اطلاع ثانوی تعطیل است

 

ما خواب را پشت پلکهامان جا گذاشتیم

عشق را دستور دادیم بارید و بارید و بعد در چال گونه هامان دفن شد

خدا هم چمدان به دست انگار برایش خانه ای اجاره ای بودیم تخلیه

 کرد.

اینجا...

در تابوت زنده ها امکانات رفاهی قفل است و صندلی و تکه ای طناب

لبهامان را که بسته اند

کافیست صندلی را هم شما بیندازید

فریاد سکوتمان را خواهید شنید

 

پ.ن : یک...دو...سه هفته یا شایدم چند ماه...واقعا نمیدونم تا کی

 ادامه داره...چیزی که الان میدونم اینه که اصلا نمیتونم ادامه بدم!

 

/ 22 نظر / 77 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ساریناستاره

سلام خاله ونوس عزیزم. سلام مشوق همیشگی من. خاله جون یه خبر خوب دارم. یکی از قصه های من به اسم شقایق وسمیرا تو مجله کیهان بچه ها(همین هفته) چاپ شده. خیلی خوشحالم. اگه دوست داشتید حتما مجله رو تهیه کنید[چشمک]

ghoghnos-darya

سلام ونوسی! واقعا رفتی؟؟؟؟؟؟ آخه کجا ؟ دلم برات تنگ میشه این جوری که[گریه] من آپــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ـــ ــ ــ ــ ـــ ــ ــ ــ ــ ــ ــم اگه اومدی نت بهم سربزن عزیز دلم[ماچ]

present

ونوس... دور از جونت عزیزم [ناراحت]

ستاره نادری

سلام وبلاگتون خیلی قشنگه عکس جالبی هم گذاشتید ممنونم[گل]

الی کوچیکه

ای کاش بودند ادمهایی که صدای سکوت را ترجمه میکردند سلام دلم برا همتون تنگیده بود اخیش یکم حرف زدم[چشمک]

شبنم(محله من)

سلام خیلی قشنگ بود ونوس جون خیلی دوسش داشتم این شعرتو [دست]

ندا

سلام عزیزم ما یه وبلاگ رادیویی داریم که دیدنش خالی از لطف نیست ممنون میشم که بهمون سر بزنی و نظرت رو بگی اگه هم لینکمون کنی که خیلی خوشحال تر میشیم ممنونم ازت