تاريخ : شنبه ٤ شهریور ۱۳٩۱ | ٤:٢٠ ‎ق.ظ | نویسنده : ونوس

 

خیالی نیستی که نگام رد نگاتو میگیره

به یمن ابی نگات کویرو دریا میگیره

خیالی نیستی که خزون به شوق تو بهارمه

پاییز میلاد تنت فصل شروع سالمه

خیالی نیستی که تنت قسمت اغوش منه

هوا اگه ابری بشه دستای تو چتر منه

خیالی نیستی که همش اسمتو فریاد میزنم

چشماتو اینه میکنم تو اینه لبخند میزنم

خیالی نیستی که فقط تو رو کنارم میبینم

رو نیمکتای پنج عصر هر روز کنارت میشینم

هر شب تو خواب البوم خاطراتتو بجای رویا میبینم

خیالی نیستی ولی من تو رو خیالی میبینم

این اعتراف اخره : واسم زیادی و کمم

نشد واست حوا بشم ببخش منو نازنینم!