تاريخ : سه‌شنبه ٢٤ امرداد ۱۳٩۱ | ٥:٤٠ ‎ب.ظ | نویسنده : ونوس

 

این گندم زار را نگاه تو اتش زده.

باران اگر بنامم بود با اشاره ای خاکستر میکردم

اتش درونم را...

افسوس که از نسل بادم!

هرچه میوزم شعله ها قد میکشند.

 

 

پ.ن: شیوولی عزیز عکس یه چشم اتشین گذاشت رو

 پیج فیس بوکم

تقریبا میشه گفت تهدیدم کرد که شعر بگم

وگرنه من که از شعر گفتن واسه چشم دست کشیده بودمنیشخند

این شعرم تقدیم میکنم به خودش که

با اون عکس بهم الهام داد واسه نوشتن