تاريخ : سه‌شنبه ۳ امرداد ۱۳٩۱ | ٤:۳٧ ‎ق.ظ | نویسنده : ونوس

 

خیالم از این شهر راحت است.

هوای همیشه ابری اش هم اگر ماه را بدزدد...

نگاه مهتابی تو هست برای امتداد شب هایم.

 

 

دست هایش را میگیری , الوده اش میشوی

صدایش میکنی , به سرفه می افتی

به اغوشش میکشی , بوی دود میگیری

به چشم هایش خیره میشوی

 برای هزار سال اینده منجمد میشوی از یخ نگاهش

اسمش را میپرسی

 فریاد میزند : " تهران "